ولادت با سعادت حضرت فاطمه و روز زن رو به همسر مهربانم و همه مادرها علی الخصوص مادر خودم تبریک عرض میکنم.

ولادت با سعادت حضرت فاطمه و روز زن رو به همسر مهربانم و همه مادرها علی الخصوص مادر خودم تبریک عرض میکنم.

آيا مي دانيد بيماري قند، اولين عامل کوري انسان ها در جهان است ؟
آيا مي دانيـــد استرس تا 5 برابر، سيستم ايمني بدن را پايين مي آورد ؟
آيا مي دانـــيد کوچـــک ترين استخوان در بدن انسان، در گوش او قرار دارد؟
آيا مي دانيد دهان انسان، روزانه يک ليتر
بزاق توليد ميکند؟
آيا مي دانيد تنها قسمت بدن که خون ندارد،
قرنيهي چشم است؟
آيا مي دانيد ورزش کردن در گرما به کاهش
اشتها کمک ميکند؟
آيا مي دانيـــد هر چروک ايجاد شـده در
ابرو، نتيجـــه 200 هزار اخم است؟
آيا مي دانيد دندان، تنها بخشي از بدن
انســـان است که ترمــيم نمي شود؟
آيا مي دانيد ضريب هوشي انسان هاي معمولي
بين 85 تا 105 است؟
آيا مي دانيد در طول يک سال، قلب يک انسان
عادي 40 ميليون بار مي تپد؟
آيا مي دانيد سريع ترين عضله بدن انسان،
زبان است؟
آيا مي دانيد مغز انسان بيش از ساير اعضاي
بدن کار مي کند وبيش از20 درصد از انرژي بدن را مصرف مي کند؟
آيا مي دانيد هر يک ليتر بنزين معادل 23/5
تن گياهان مدفون شده در قرن ها پيش است؟
آيا مي دانيد زنبورها از بوي عرق بدشان ميآيد
و به کسي که به نوعي بدنش بو دهد يا عطر و ادکلن زده باشد، حمله مي كنند؟
آيا مي دانيد زنبور عسل بي نظمي را دوست
ندارد؟ اگر جلوي کندوي آنها بايستيد و مانع رفت و آمد آنها شويد، به شما حمله مي
كنند؟
آيــا مي دانــــيد روزه بهترين رژيـــم براي کاهــش دائمي وزن
است.
آيا مي دانيد وزن جگر انسان حدود 3/1
کيلوگرم است
سلام.
تو شهر ما اکثر اوقات بارون میباره
تو شهر من بارون كه مبارد همه چيز به هم مي ريزه.
خيلي
از ما مدام كف دست هامونو را به هم مي ماليم و به كنار دستي مون مي گيم: ا ي جان، عجب
باروني
مي باره. خيلي از ما دلمون مي خواد بريم زير بارون و راه بريم. من يكي كه وقتي بارون ميباره از
بس كه هول ميشم بي چتر و بي بهانه ميرم زير بارون. بدم مياد از چتر. موندم كه چطور
بعضي از ما تا بارون مياد چتر دستمون ميگيريم كه مبادا خيس بشیم. مبادا كت و شلوار
مارك دارمون خيس بشه. مبادا كه آرايش صورتمون به هم بريزه. موندم كه چطور بعضي ها،
از پشت پنجره عاشق بارونن. موندم كه چطور ميشه زير بارون نرفت و خيس نشد و از بارون
گفت .موندم چطور بعضي ها بارون كه مي باره به
هم مي ريزند. زود و تند و سريع دلشان يك گوشه دنج و بي بارون ميخواد كه كز كنند و
بمانند تا بارون بند بيايد. من موندم و اين همه كرامت و بزرگي بارون. من اگه بودم براي آدماي پشت
پنجره نميباريدم. من اگه بودم براي بارون دوست هاي چتر به دست نمي باريدم. من اگه بودم براي خاطر مردمي كه
در راه مي مانند و شهري كه با بارون زشت مي شود به جاي آن كه زيبا شود، نمي باريدم. به خدا بارون خيلي مرده كه هنوز
گاه و بيگاه مي باره.
بريد
از كوير بپرسيد كه بارون يعني چه؟ بريد از رود هاي خشك شده بپرسيد كه بارون يعني
چه؟ بريد از زمينهاي تشنه بپرسيد كه بارون چيست؟ من كه ميگم بارون براي ما
نميباره. بارون مي باره كه همون عاشقای باروني دلشان حال بيايد و روحشون تازه بشه.
بارون ميباره براي زمينهاي تشنه كه نمي دونن چتر چيه. بارون ميباره براي رودهاي
خشكيده كه بي پنجره اند. بارون ميباره براي خاطر كويري كه دور افتاده است از لطافت
او. بارون مي باره براي مرام مرداني كه در خيابان هاي باروني دلشان پر مي كشه
براي بارون زده در راه مانده هاي خيس. دلشان مي خواهد زير بارون، دست باروني
هاي خيس را بگيرن و پناهشان بدن. هميناست كه مات میشه. قفل مي
شه. به هم مي ريزه. بارون كه مي بارد همه چيز به هم مي ريزه. بارون زيباست و وقتي
ميباره اونوقته كه تمام نازيبايي هاي اين شهر و آن شهر معلوم میشه و اون وقتا ست
كه همه چيز به هم مي ريزه.
بارون
كه ميباره خوبه. كسي اشكهاي كودكاني با كفش هاي سوراخ دارو نمي بينه. كودكای كفش
هاي با سوراخ، حتما خيلي وقته كه يك دل سير، سير و سركه و كباب و چنجه و ميو ه هاي
مناطق باروني را نخورده ان. بارون كه مي باره خوب است. اونا ميتونن يك دل سير اشك
بريزن و همه بگن: به به، اي جان عجب باروني. بنازم به اين رحمت الهي. بارون كه ميباره،
من به هم مي ريزم كه همه چيز به هم مي ريزه.
شاخههای شسته، بارانخورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رفص باد
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست
نرمنرمک میرسد اینک بهار
خوش بهحالِ روزگار

سلام سال نو مبارک. امیدوارم که سال خوب و پر از موفقیتی داشته باشید.
ببخشید که مدتی نبودم و نتونستم بهتون سر بزنم، خلاصه عیده و مسافرت و عید گردشی و این حرفا دیگه.
بالاخره بعد دو هفته برگشتیم سر خونه و زندگیمون.... خوش باشید
این عکس رو هم روز سیزده بدر از جنگل نوشهر گرفتم
زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن.زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد
با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود.
به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.
زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن"
چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.
*عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست.
فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید.
می گویند: "مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:
فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو. . . چه محشری می شوند!
"اینشتین”در جواب نوشت:
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.
واقعا هم که چه غوغایی می شود!
ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!
***
روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:
آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است
برنارد شاو هم سریع جواب میدهد:
بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!
***
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:
«شما برای چی می نویسید استاد؟ »
برنارد شاو جواب داد:
«برای یک لقمه نان»
نویسنده جوان برآشفت که:
«متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم! »
وبرنارد شاو گفت:
«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم! »
***
یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت.
یه تاکسی می گیره، وقتی به محل می رسن، به راننده میگه
اینجا منتظر باش تا من برگردم.
راننده میگه
نمیشه، چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل را گوش کنم.
چرچیل از این حرف خوشش میاد وبه راننده ۱۰ دلارمیده.
راننده میگه:
گور بابای چرچیل، هر وقت خواستی برگرد!
***
نانسى آستور – (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده بود) -
روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل رو کرد و گفت:
من اگر همسر شما بودم توى قهوهتان زهر مىریختم.
چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز):
من هم اگـر شوهر شما بودم مىخوردمش
***
میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده…
که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه…
بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه
من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه…
چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه
ولی من این کار رو می کنم!
- من هر وقت حس درس خوندن بهم دست می ده، 5 دقیقه دراز می کشم برطرف می شه!
- زن: عزیزم، دنبال چی می گردی ۴ ساعته زل زدی به اون قباله ازدواجمون؟! شوهر: دنبال تاریخ انقضاشم!
- روش های رفتن به خارج
1- با ماشین
2- با اتوبوس
3- با هواپیما
4- با قاچاق
5- با فتوشاپ!
- اولین سوال دخترا در شروع ترم:
استاد منابع امتحانی چیا هست؟
اولین سوال پسرا از استاد در شروع ترم:
استاد نه ونیمُ ده میدین؟؟
- فقط یه پسر ایرانی می تونه 8 تا دوست دختر داشته باشه و روی همه شون هم غیرت داشته باشه!
- یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی... همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه می فهمی چه غلطی کردی!
- غضنفر 4 تا زن داشته، می ره آفریقا، برگشتنى با خودش یه زن سیاه پوست میاره. ازش می پرسند این دیگه کیه؟ می گه اگه خدا قبول کنه واسه ایام محرم آوردم!
- فرق افتادن از طبقه اول با طبقه دهم:
طبقه دهم: آ آ آ . . . . . بوووووفففففف . . .
طبقه اول: بوووووفففففف . . . . آ آ آ آ
- اینترنتم شده مثله آب حموم باید یا دم صبح بری یا آخر شب که فشار زیاده .........
- دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن:
از یه جائی به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی !
- عضنفر به همسرش :عزیزم اگه موبایلت زنگ نمیزنه بدون منم... چون شارژ ندارم!
- ﻭﻗﺘﻲ 5 ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ آﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻣﻲ ﺷﻢ ﻭ آﻻﺭﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﺑﻤﺐ ﺧﻨﺜﻲ ﻛﺮﺩﻡ
- یک موسسه بین المللی تحقیقی در مورد خیانت مردان به زنان انجام میداد و از زنهای کشورهای مختلف جهان این سوال رو پرسید:
اگر شوهرتون رو با زن دیگری تو رختخواب ببینید با شوهرتون چیکار میکنید ؟
زن سوئیسی : ازش میپرسم از چی من خوشش نیومده
زن روسیه ای : خونه رو ترک میکنم
زن فرانسوی : میرم پیش دوست پسرم تا بهم تسلی خاطر بده
زن ایتالیایی : اون زن رو میکشم
زن اسپانیایی : شوهرم رو میکشم
زن آمریکایی : جفتشون رو میکشم
زن ایرانی : شوهر من از این کارها نمیکنه ، من بهش اطمینان دارم ...!!!
با تشکر از آقای کورش خحیر بابت ارسال این عکس زیبا

آن شنیدم که یکی مرد دهاتی هوس دیدن تهران سرش افتاد وپس از مدت بسیار مدیدی و تقلای شدیدی به کف آورد زر و سیمی و رو کرد به تهران خوش و خندان و غزلخوان ز سر شوق و شعف گرم تماشای عمارات شد و کرد به هر کوی گذر ها و به هر سوی نظرها وبه تحسین و تعجب نگران گشته به هر کوچه و بازار و خیابان و دکانی.
در خیابان به بنائی که بسی مرتفع و عالی و زیبا و نکو بود و مجلل نظر افکند و شد از دیدن آن خرم و خرسند و بزد یک دو سه لبخند و جلو آمد ومشغول تماشا شد و یک مرتبه افتاد دو چشمش به آسانسور ولی البته نبود آدم دل ساده که آن چیست؟ برای چه شده ساخته یا بهر چه کار است؟ فقط کرد بسویش نظرو چشم بدان دوخت زمانی.پیش خود گفت : که ما در توی ده اینهمه افسانه جادوگری و سحر شنیدیم ولی هیچ ندیدیم به چشم خودمان همچه فسونکاری و جادو که در این شهر نمایند و بدین سان به سهولت سر یک ربع زنی پیر مبدل به زن تازه جوانی شود افسوس کزین پیش نبودم من درویش از این کار خبر دار که آرم زن فرتوت و سیه چرده خود نیز به همراه در اینجا که شود باز جوان آن زن بیچاره و من هم سر پیری برم از دیدن او لذت و با او به ده خویش چو برگردم وزین واقعه یابند خبر اهل ده ما، همه ده را بگذارند که در شهر بیارند زن خویش چو دانند به شهر است اتاقی که درونش چو رود پیر زنی زشت، برون آید از آن خانم زیبای جوانی"
فقر شب را بی غذا سر کردن نیست، روز را بی اندیشه سر کردن است.
فقر یعنی دو تا النگو توی دستت باشه و دو تا دندون خراب توی دهنت.
فقر یعنی رژ لبت زود تر از نخ دندونت تموم بشه.
فقر یعنی که فاصله ی لباس خریدنهات از فاصله ی مسواک خریدن هات کمتر باشه.
فقر یعنی که تو خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی.
فقر یعنی در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی بدنت، بنزین بسوزونی.
فقر یعنی کتابخونه ات کوچیکتر از یخچالت باشه.
فقر یعنی وقتی با زنت میری بیرون مدام بهش بگی موهاتو بپوشون، ولی وقتی تنها میری بیرون جلوی پای زنها ترمز بزنی.
فقر یعنی وقتی کسی ازت میپرسه در سه ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیاز به شمارش نداشته باشی.
فقر یعنی که پانزده میلیون پول مبلمان خونه بدی اما غیر از ترکیه و دبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی.
فقر یعنی ماشین چهل میلیونی سوار بشی و خودت رو ملزم به رعایت قوانین رانندگی ندونی.
فقر یعنی که بری تو خیابون بگی دموکراسی میخوای ولی تو خونه بچه ات جرأت نکنه از ترس باهات حرف بزنه.
فقر یعنی دم دکه روزنامه فروشی بایستی و صفحه ی اول روزنامه هارو بخونی و بعد یه نخ سیگار بخری و بری.
فقر یعنی که با کامپیوتر کاری به جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی.
پيرمرد به من نگاه کرد و پرسيد چند تا دوست
داري؟ گفتم چرا بگم ده يا بيست تا...
جواب دادم فقط چند تايي.
پيرمرد آهسته و به سختي برخاست و در حاليکه سرش راتکان مي داد گفت: تو آدم خوشبختي هستي که اين همه دوست داري ولي در
مورد آنچه که مي گويي خوب فکر کن خيلي چيزها هست که تو نمي دوني دوست، فقط اون کسي
نيست که توبهش سلام مي کني، دوست دستي است که تو را از تاريکي و نااميدي بيرون مي
کشد درست وقتي ديگراني که تو آنها را دوست مي نامي سعي دارند تو را به درون
نااميدي و تاريكي بکشند.
دوست حقيقي کسي است که نمي تونه تو رو رها کنه صدائي است که نام تو رو زنده نگه مي داره حتي زماني که ديگران تو را به فراموشي سپرده اند. اما بيشتر از همه دوست يک قلب است. يک ديوار محکم و قوي در ژرفاي قلب انسان ها جايي که عميق ترين عشق ها از آنجا مي آيد پس به آنچه مي گويم خوب فکر کن زيرا تمام حرفهايم حقيقت است. فرزندم يکبار ديگر جواب بده چند تا دوست داري؟ سپس مرا نگريست و درانتظار پاسخ من ايستاد.
با مهرباني گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط يکي و آن تو هستي!
بهترين دوست کسي است که شانه هايش رابه تو مي سپارد و وقتي كه تنها هستي تو را همراهي مي کند و در غمها تو را دلگرم مي کند .کسي که اعتمادي راکه به دنبالش هستي به تو مي بخشد .وقتي مشکلي داري آن راحل مي کند و هنگامي که احتياج به صحبت کردن داري به توگوش مي سپارد و بهترين دوستان عشقي دارند که نمي توان توصيف کرد، غيرقابل تصور است.
چقدر خداوند بزرگ است درست زماني که انتظار دريافت چيزي را از او نداري بهترينش را به تو ارزاني مي دارد
ژان پل سارتر: مراقب قلب هایمان باشیم. وقتی تنهاییم، دنبال دوست میگردیم، پیدایش که کردیم دنبال عیب هایش می گردیم، وقتی که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش می گردیم، و همچنان تنها میمانیم. هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند....
سلام. اولش باید از همه دوستان عذرخواهی کنم. این یه مطلب طنزه و قصد توهین به هیچ هموطنی رو ندارم.
قزوين
- سلام
- به به
سلاااام پسر گلم؛ بفرما تو
- خيلي
ممنون - شما چند تا بچه دارین
- حالا
چرا دم در، بفرما تو کسي خونه نيست
- نه
مزاحم نميشم، فقط بگين چند تا بچه دارين
- چرا
نميائ تو خودت بشماري، تعارف مکوني ها
- نه
متشکرم در حين انجام وظيفه هستم
- 6 تا
- چندتا
پسر چند تا دختر
- حالا
ميومدي تو يه چایی ميخورديم
- خيلي
ممنون
- همش
پسره
- متشکرم
- فعلا خداحافظ
- بند
کفشت بازه مهندس
- باشه سر
کوچه ميبندم
-------------------
رشت
- سلام
- سلام
بابا جان
- ببخشید
شما چندتا فرزند داريد؟
- از خودم
رو بگم يا همه رو بگم ؟
- چه فرق
ميکنه ؟
مرد از راه می رسه
ناراحت و عبوس
زن:چی شده؟
مرد:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)
زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو!
مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه
زن اما "می فهمه"مرد دروغ میگه:راستشو بگو یه چیزیت هست
تلفن زنگ می زنه
دوست زن پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
(مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره )
زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!
مرد داغون می شه
"می خواست تنها باشه"
..............................................................................
مرد از راه می رسه
زن ناراحت و عبوسه
مرد:چی شده؟
زن:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)
مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش
زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه دو قطره اشک می ریزه
مرد اما باز هم "نمی فهمه"زن دروغ میگه.
تلفن زنگ می زنه
دوست مرد پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
(زن در دلش خدا خدا می کنه که مرد نره )
مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!
زن داغون می شه
"نمی خواست تنها باشه"
..............................................................................
و این داستان سال های سال ادامه داشت و زن ومرد در کمال خوشبختی و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند....

سلام میخوام بدونم اگه یه شیشه بخار گرفته گیرتون بیاد، چی روش مینویسید؟
زورا كجاست؟
آيا زورا تهران است؟
آيا وضعيت امروز تهران نگران كننده است؟
در همین رابطه در منتخب التواریخ ص 875 آمده است:
امام صادق علیه السلام فرمودند :
ای مفضل ایا میدانی زورا کجا واقع شده است؟
عرض کردم خدا و حجتش داناترند.
فرمود
:بدان ای مفضل در حوالی ری کوه سیاهی ست که در دامن ان شهری بنا شده است
که طهران نامیده شود و ان است زورا که قصرهایش مثل قصرهای بهشت و زنهایش
مثل حور العین است بدان ای مفضل ان زنها متلبس به لباس کفار میشوند ودر
هیئت ظالمان میباشند و به محل سکونت شوهر ها کفایت نمیکنند و از ایشان
درخواست طلاق میکنند و مردها به مردها و زنها به زنها اکتفا میکنند و مردها
شبیه به زنها و زنها شبیه به مردها میشوند پس اگر تو بخواهی دینت را حفظ
کنی پس دراین شهر سکونت مکن و مسکن برای خود قرار مده چون محل فتنه است پس
از انجا به قله کوهها و از سوراخی به سوراخی مثل روباه و بچه اش فرار کن.
همچنین در مناقب العتره ابن فهد حلی آمده است:
رسول خدا صل الله علیه واله وسلم فرمودند :
وای بر امت من از شورای کبری و شورای صغری
عرض شد این دو شورا چه وقت خواهد بود؟
فرمود
شورای کبری بعد از وفات من برای غصب خلافت برادرم و حق دخترم برپا خواهد
شدو شورای صغری در غبیت کبری و در زورا (تهران) برای تغییر سنت من و تبدیل
احکام واقع خواهد شد.
در کنز العمال ج۱۴ ص ۲۲۹ نعمان بن بشیر روایت کند
که : پیش از ساعت ظهور فتنه هایی بروز میکند همچون اینکه شب تار باشد و
شخص در صبح مومن بوده و چون شب فرا رسد کافر گردد و یا شب کند در حالی که
مومن بوده و صبح کند در حالی که کافر شده استو گروهی دین و اخلاق خود را هب
متاعی ناچیز از دنیا بفروشند.
البته در برخی از روایات از بغداد به عنوان زورا نام برده شده است
این عکس را در تاریخ ۰۳/۰۱/۱۳۹۰ از آسیاب آبی مربوط به دوره صفوی در روستای کندلوس گرفتم

سلام. با عرض تبریک به همه همشری های عزیز، مراسم افتتاحیه شهرداری شهر پول روز شنبه 1390/07/16 ساعت 15/30 در شهر پول برگزار میشود.
کاش فقط به همین شهر شدن اکتفا نکنن و بتونن امکانات شهری رو واسه مردم بیارن و بتونن با گرفتن مجوزهای لازم اشتغال زایی کنن، و به فکر آبادنی باشن. مطمئناً این موضوع باعث پیشرفت سایر روستاهای اطراف هم میشه.
از همه همشهری های دعوت میکنم حتماً تو این مراسم شرکت کنن. اگه خودم نوشهر بودم حتماً می رفتم.

واقعاً خوشا بحالت ای روستایی
این عکسو هفته گذشته از اطراف روستای کینج از شهر پول گرفتم. هوای فوق العاده ای بود که واقعاً تو هر جایی از ایران پیدا نمیشه. نصف شهر رفته بود زیر مه، از سرما داشتم یخ میزدم. وقتی برگشتم کاشان، از گرما کولر رو روشن کردم و آرزو کردم یه روزی شرایطی پیش بیاد که بتونم برم تو همچین منطقه ای زندگی کنم.
سلام. کتاب سهم ایرانیان در تمدن جهان نوشته حمید نیر نوری رو میخوندم، مطلب جالبی به چشمم خورد که بدم نیومد برای شما هم بنویسم:
در سراسر ایران انگور به حد وفور و به انواع مختلف می روید. انواع مختلف انگوری که در ایران یافت می شود در هیچ نقطه ای دیگر از جهان نمیتوان یافت . در کتاب نوروزنامه منتسب به حکیم عمر خیام ذکر شده است که در زمان قدیم در هرات پادشاهی بود به نام شمیران که همه خراسان زیر نظر او بود. روزی وی همایی را که ماری به دور گردنش پیچیده شده بود را نجات دادو به دستور او پسرش که تیرانداز ماهری بود سر مار را با تیر به زمین دوخت و هما که خود را از شر مار خلاص دید سال بعد به همان مکان بازگشت و چند دانه با خود آورد و در همانجا که او را از شر مار نجات داده بودند در زمین نهاد و رفت. و این دانه ها را چون کاشتند تاک از آنها بوجود. شراب نیز به گفته اغلب مورخین قدیم از ایران سرچشمه گرفته شده است و داستانهای جالبی در این زمینه از شمیران شاه و جمشید نقل شده است و خلاصه چنین است که اولین بار که میوه تاک بدست آمد و رسید، کسی را جرأت خوردن و چشیدن آنها نبود و چون خوشه ها رسیدند و آبدار شدند بدستور جمشید آنها را در خمی ریختند و کسی را بر آن گماشتند تا وضع آنرا هر روز به عرض برساند. تغییرات زیادی به انگور دست داد و بالاخره روزی رسید که درد ته نشین شدو شراب زلال باقی ماند ولی از بیم اینکه مبادا زهری جانشکار باشد کسی را یارای چشیدن آن نبود تا بالاخره کنیزکی در بارگاه دچار سردرد شدیدی شد و بالاخره برای آنکه خود را از شر زندگی خلاص کند و از شر سردرد شدید برهد دزدکی به سر خمره آمد و از آن جرعه نوشید و این کار را ادامه داد تا بخواب رفت و فردا چون بخود آمد سردرد رفته بود و شادابی کاملی به وی دست داده بود و با خوشحالی مراتب را به عرض شاه رسانید و همه درباریان در برابر خمره شراب حاضر شدند و از آنموقع از طرز تهیه شراب و استفاده از آن آگاهی یافتند.
این افسانه زیبا بهرحال ارزش آن را دارد که به ما نشان دهد که ایرانیان معتقدند که شراب را آنها اتفاقی کشف کرده اند.
ملکه با تاسف فراوان ميگويد: ميدانم که مرگ حق تو نيست. اما گناه تو اين است كه با خر جماعت طرف شدي که زبان نميفهمد و سزاي کسي که با خر طرف شود همين است !